کدخبر: 69
تاریخ انتشار: چهارشنبه, 20 شهریور 1392 20:44

مجمع بینش مطهر استان اصفهان

بسمه تعالی

عنوان مقاله:

آزادی موجودات

سیر مطالعاتی آثار شهید مطهری(ره)

تهیه شده توسط: گروه ثامن

(فرهنگسرای دهخدا)

اعضای گروه:

(زینب ذوالفقاری،سمیه مقدم،مرجان ذوالفقاری،طیبه جعفری،پروین سلیمانی،شهناز بیات،مطهره حسینی،مائده اسدیان)

واژگان کلیدی: آزادی – انسان- جبر واختیار- قدرت انتخاب- رشد وتکامل

مقدمه: از جمله واژه های متداول در هر جامعه ای صرفنظر از نوع بینش آن جامعه،واژه "آزادی " است که از آن معانی متعددی بهره برداری می شود.این واژه در سیاست، اقتصاد،فرهنگ ومذهب رایج است وبرخی به این نتیجه رسیده اند که تنها راه حل گرایش مردم به دین،همین آزادی است وبدون آزادی،دین جایگاهی ندارد.خداوند انسان را آزاد ومختار آفریده و در قرآن کریم می فرماید:"انّا هدیناه السبیل امّا شاکرا وامّا کفورا.ما راه را به او نشان دادیم خواه شاکرباشد(وپذیرا گردد)وخواه ناسپاس".(1) ما دراین مقاله سعی کردیم به صورت اجمالی به بحث در مورد آزادی پرداخته وپس ازبیان برخی تعاریف ارائه شده،به بررسی آزادی در هر گروه از موجودات بپردازیم.در این میان آزادی انسان جایگاه ویژه ای دارد که به این مهم نیز پرداخته ایم.امیداست که مثمر ثمر باشد.

معنای آزادی

واژه آزادی که برخی نویسندگان آنرا از واژه ی اوستایی"آزاته"یا واژه ی پهلوی"آزایته"دانسته اند درزبان فارسی معانی متعددی چون عتق،حرّیت،اختیار،قدرت بر عمل وترک عمل ،رهایی،قدرت انتخاب و...دارد.(2) برای آزادی تعاریف زیادی ارائه شده است حتی "به گفته آیزایا برلین دویست تعریف در این باب بیان شده که وجهه اشتراک آنها عدم موانع بر سر راه انتخابهای انسان است"(3) دراندیشه ی کلامی وسیاسی امام خمینی(ره)آزادی به دو معنا به کار رفته است،آزادی فلسفی یا توصیفی وآزادی حقوقی یا تجویزی.ایشان در پاسخ خبرنگار معروف ایتالیایی(اوریانا فالاچی)که از ایشان خواستار ارائه یک تعریف ساده از آزادی می شود می فرماید:آزادی یک مسئله ای نیست که تعریف داشته باشد مردم عقیده شان آزاد است کسی الزامشان نمی کند که شما باید حتما این عقیده را داشته باشید،کسی به شما الزام نمی کند که حتما باید این راه را بروید...این تعریف با تعریف روسو که آزادی را حکومت بر خود می داند نزدیک است. جان لاک نیز آزادی را قدرتی می داند که انسان برای انجام دادن یا احتراز از عملی خاص ازآن برخودار است.(4) کانت می گوید:آزادی عبارتست از استقلال از هرچیز به جز قانون اخلاقی.هابز درتوصیف آزادمرد می گوید:آزاد مزد آنست که از انجام کاری که می خواهد،بازداشته نشود.(5) شهید مطهری در کتاب آزادی معنوی،آزادی را نبود مانع معنا می کند"به تعبیر ایشان آزادی یک کمال وسیله ایست نه یک کمال هدفی.هدف انسان این نیست که آزاد باشد ولی انسان باید آزاد باشد تا به کمالات خودش برسد. ایشان آزادی را دو قسم می داند:آزادی اجتماعی(که در قبال بردگی تن است)وآزادی معنوی(که در برابر بردگی روح است).(6) در تعریف دیگری گفته شده است آزادی قدرت داشتن برای انجام دادن هر کاریست که به دیگران زیان نرساند(7).اینها مشتی بود نمونه خروار! قرآن کریم نیز در آیاتی به آزادی واختیار انسان اشاره نموده است مثلا آیات 18و19 سوره اسرا:"من کان یریدالعاجله عجلّنا له فیها ما نشاءلمن نرید ثم جعلنا له جهنم یصلها مذموما مدحورا.ومن ارادالاخره وسعی لها سعیها وهو مومن فاولئک کان سعیهم مشکورا".همچنین رابطه بین استقلال وآزادی در آیه ی 141سوره نساءوآزادی عقیده ونفی کنجکاوی در مورد عقاید مردم در آیه 94این سوره آمده است.(8)که تفسیر هر کدام مجالی می طلبد. شایسته دانستیم که انتخاب جامع ترین تعریف را به عهده خواننده بگذاریم.حال به بررسی آزادی در انواع موجودات(انسان،حیوان،گیاه وجماد)می پردازیم.

آزادی جمادات!  

"هرموجود زنده خاصیتش اینست که رشد می کند،تکامل پیدا می کند،متوقف نیست،سرجای خودش نایستاده است.جمادات که رشد وتکامل ندارند نیازمند به آزادی هم نیستند.اصلا آزادی برای جمادات مفهوم ندارد".(9) همانطور که می دانیم از جمله ویژگیهای موجود زنده تنفس،تغذیه وحرکت است وجمادات فاقد این صفات می باشند.البته در آیه ی از قرآن کریم آمده است:"وتری الجبال تحسبها جامدة وهی تمرّ مرِّ السحاب. وکوهها را می نگری ومی پنداری که جامدند در حالی که آنها مانند ابر در حرکتند".علامه طباطبایی در تفسیر المیزان دو قول را مطرح می کند یکی اینکه آیه راحمل کرده اند بر حرکت جوهری واینکه تمامی مو جودات با جوهره ی ذاتشان به سوی غایت وجود خود در حرکتند واین همان معنای حشر ورجوع به خدای سبحان است...دوم اینکه را بر حرکت انتقالی زمین حمل نموده اند(10) که ایشان بر معنای دوم اشکال گرفته اند که مورد بحث ما نیست. حال این سوال پیش می آید که اگر جمادات زنده نیستند پس چگونه طبق آیاتی از قرآن درسور مسبحات،تسبیح خدا می گویند؟هیچ آفریده ای از آفریده های خدا بیرون از دایره تسبیح نیست.تسبیح برای برخی موجودات تکلیف تکوینی است وبرای برخی دیگر تشریعی.جمادات فاقد اختیار وآزادی اند امّا مرتبه ای از شعور را دارند.همراهی پرندگان وکوهها با داوود علیه السلام برای تسبیح گویی در آیه 10 سوره سبا بهترین گواه شعور آنهاست."ولقد آتینا داوود منا فضلا یا جبال اوّبی معه والطیر والنّا الحدید". ذکر نکته ای خالی از لطف نیست،اینکه می گویند علم تا کنون بر چنین شعور وآگاهی دست نیافته است دلیل بر نبودن آن در موجودات نیست.زیرا تنها وظیفه علم اثبات است وبس؛وهیچگاه حق نفی وسلب چیزی را که از وجود و عدم وجود آن آگاه نیست را ندارد.

آزادی گیاهان

طبق اصول علمی گیاهان زنده اند ورشد می کنند.نفس نباتی که بالاتر از نفس جمادیست،در حد شأن وساختارش آزادی دارد؛یعنی مانعی بر سر راه رشد وتکاملش وجود نداشته باشد.آزادی آنها همانند آزادی انسانها نیست چرا که وسعت روح وجایگاه عظیم انسان(به خصوص انسان کامل)برای آنها بی معناست.

آزادی حیوانات

اینکه حیوانات فقط به حکم غریزه عمل می کنند وفاقد شعورند،سخن مشهور مردم است نه سخن قرآن واهل بیت.تمام خلایق دارای شعورند یعنی احساس دارند امّا نه به معنای احساس انسانها.

یک سوال وجواب

انسان تنها مو جود مختار است پس حشر حیوانات که در آیه 5 سوره تکویر"واذا الوحوش حشرت" آمده به چه معناست؟علامه طباطبایی در تفسیر المیزان بعد از بحث های مفصل پیرامون تشابهات واختلافات انسان وحیوان،نتیجه گیری می کند که"دقت در آنچه گذشت آدمی را مطمئن و جازم می کند به اینکه حیوانات نیز مانند آدمیان تا اندازه ای از موهبت اختیار بهره دارند.البته نه به آن قوت وشدتی که در انسانهای متوسط است. شاهد روشن این مدعا اینست که ما به چشم خود بسیاری از حیوانات وخصوصا حیوانات اهلی را می بینیم که در بعضی موارد که عمل مقرون با موانع است،حیوان از خود حرکاتی نشان می دهد که آدمی می فهمد این حیوان در انجام این عمل مردد است ودر بعضی موارد می بینیم که به ملاحظه نهی صاحبش یا از ترس شکنجه اش یا به خاطر تربیتی که یافته از انجام عملی خودداری می کند".(11) ایشان در مورد حشر حیوانات می فرماید:"...نه تنها انسانها وحیوانات محشور می شوند بلکه آسمانها وزمین وآفتاب وماه وستارگان وجن وسنگها وبتها وسایر شرکایی که مردم آنها را پرستش میکنند...همه محشور خواهند شد".(12)البته ایشان در مورد مؤاخذه حیوانات می فرماید:"صرف شریک بودن حیوانات با انسان در مسئله مؤاخذه،حساب واجر،مستلزم شرکت وتساویشان در جمیع جهات نیست.به شهادت اینکه افراد همین انسان در جمیع جهات با هم برابر نیستند".(13)به حکم آیات 48سوره ابراهیم و61سوره نحل هر جنبنده ظالمی چه انسان وچه حیوان مورد مؤاخذه قرار می گیرد. از طرفی تکالیفی که بر انسان فرض است از حیوانات ساقط است وتمام اشیاءعالم مسخّر انسانند.

آزادی انسانها

انسان موجودی است اجتماعی که هم روح دارد وهم جسم،هم عقل دارد وهم شهوت.". . .خداوند انسان را مختارآفرید تا بااستفاده از این موهبت واراده وانتخاب خود واطاعت از فرمان عقل،قدم در راه کمال گذارد وخواسته نفس را سرکوب کند.در این صورت است که استحقاق مدح وثواب را دارد چون می توانست سقوط کند ولی بااختیار خویش راه صعود را انتخاب کرد مقامش از ملائکه ای که فقط توانایی صعود را دارند بالاتر است".(14) از نظر اشاعره انسان موجودی کاملا مجبور است واز نظر معتزله انسان مختار محض است. اما دیدگاه امامیه اینست که انسان نه مختار محض است و نه مجبور محض،بلکه به تعبیر امام صادق(علیه السلام)"امر بین الامرین"می باشد. عرفا نیز معتقدند که از هر دو جهان باید آزاد بود اما بندگی عشق راباید گردن نهاد.چنانکه حافظ می گوید: غلام همت آنم که زیر چرخ کبود ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است مگر تعلق خاطر به ماه رخساری که خاطر از همه غمها به مهر او شاد است از نظر شهید مطهری نظام هستی نظام ضروری  و  استثناناپذیر است و در عین حال انسان در افعال و آثار خود مختار است و حدّ اعلای آزادی بر انسان موجود است.این اختیار و آزادی با ضرورت نظام هستی منافات ندارد.(15) انواع آزادی که در کتب مختلف ارائه شده را می توان چنین نام برد: آزادی معنوی – اجتماعی-سیاسی-بیان-عقیده-فلسفی-انسانی-حیوانی-قضایی و ... ممکن است عده ای از آزادی سوءاستفاده کنند ، پس باید آفات آن را شناخت و از آنها پیشگیری کرد.یکی از نگرانی های افراد حق جو در مورد آزادی رواج بی بندوباری و القای شبهات بین افراد جامعه است. اسلام همانطور که آزادی را تجویز کرده، بر امربه معروف ونهی از منکر نیز تاکید نموده است.(آیات 63و78و79سوره مائده)

نمونه هایی از سیره معصومین(علیهم السلام)

پیامبر به غیر مسلمانان اجازه می دادند که بتوانند با امنیت خاطر و آزادی به انجام اعمال مذهبی خویش بپردازند. همچنین در زمان ایشان و ائمه اطهار(علیهم السلام) کلیساها و معابد غیر مسلمانان وجود داشته و آباد بوده اند و از این صریح تر روایتی است که از امیرالمومنین(علیه السلام) نقل شده که هرگاه صاحب یکی از ادیان در عبادتگاه خود مشروب می خوردند به آنها معترض نمی شد ولی اگر در ملا عام چنین کاری می کردند آنها را تازیانه می زد.(16) امام علی(علیه السلام) در نامه 31نهج البلاغه خطاب به امام حسن(علیه السلام) می فرماید:جان و روان خودت را گرامی بدار ...هرگز بنده دیگری مباش، زیرا خدا تو را آزاد آفریده است. شهید مطهری در کتاب نظام حقوق زن در اسلام، به آزادی دادن پیامبر به دخترانش در انتخاب همسر اشاره می نماید.

آزادی در اسلام و غرب

غربی ها آزادی را خواسته ای شخصی و در محدوده تمایلات مادی افراد می دانند که بر پایه همین اعتقاد، لیبرالیسم شکل گرفته است. جالبتر آنکه معتقدند گاهی بین آزادی و حق، اصطکاک است، یعنی گاهی آزادی فرد چیزی را ایجاب می کند و حق چیز دیگری را. اشکالی که به این نوع دیدگاه مطرح است اینست که آزادی در غرب، یعنی حیوانیت رها شده، در مکتب آنها به راحتی می توان آزادیخواه بود ولی باتقوا نبود. اما در مکتب اسلام علاوه بر آزادی اجتماعی،آزادی معنوی نیز مطرح است؛یعنی آزادی در محدوده عملی است که به حق دیگران و فرهنگ و اخلاقیات تجاوز نکند؛ یعنی تقوا و تزکیه نفس. یک فرد مسلمان تا آن اندازه آزاد است که وقتی گناهی از او سر می زند به تنهایی به سوی خدا می رود و از گناهش توبه می کند، برعکس مسیحی گنهکار که باید کشیش را میانجی خود و خدا کند. در مورد آزادی معنوی در چند محور به  طور خلاصه می توان بحث کرد: 1-آزادی روح قدسی انسان از قوای وجود خود بطوریکه فرمانده کل قوای وجودش شود. 2-آزادی انسان از لذت های زودگذر دنیا 3-آزادی از بهشت و جهنم؛ یعنی همت انسان آنقدر والا شود که حتی به امید بهشت یا از ترس دوزخ کارهای شایسته از او  سر نزند."امام صادق(علیه السلام) فرموده اند:عبادت کنندگان سه دسته اند:گروهی خدا را از ترس عبادت می کنند و این عبادت بردگان است.کسانی خدا را به طمع ثواب عبادت می کنند و این عبادت مزدوران است و دسته ای خدا را به خاطر دوستی اش عبادت می کنند که این عبادت آزادگان است و برترین عبادت است؛(17)

محدودیت های آزادی

آزادی محدودیت هایی دارد که یکی از آنها ترویج بی بندوباری است. اگر آزادی منجر به بی ارزش شدن معنویت گردد از درجه اعتبار ساقط است. محدودیت دیگر توهین به افراد است که البته در باره آزادی بیان کاربرد دارد. برخی نویسندگان محدودیت آزادی را به عدالت دانسته اند، یعنی تنها چیزی که آزادی را مقید می کند، عدالت است. بنابراین وقتی سخن از آزادی می شود به این معنا نیست که آزادی کاملا آزاد است؛ بلکه در دایره ای از محدودیت ها محاصره شده است. خلاصه اینکه پیرامون آزادی و متعلقات آن می توان کتابها نوشت و یا ساعتها سخنرانی کرد. ما در این مجال مقید بودیم به مختصرگویی؛که انشاالله خواننده محترم باقی مباحث را از کتب موجود پیگیری نماید.

نتایج این مقاله به شرح زیر است:

1-جمادات به خاطر اینکه رشد ندارند نیازمند آزادی هم نیستند.

2-گیاهان درجه ای از آزادی دارند که متناسب با آنهاست. آزادی آنها یعنی نبود مانع برای رشد و نموّشان.

3-حیوانات نسبت به گیاهان آزادی بیشتری دارند، چون تا اندازه ای مختارند.

4-دایره آزادی انسان وسیعتر از سایر گروه هاست، چراکه هم رشد و تکامل دارد، هم اختیار و تعقل.بعلاوه تکالیف زیادی بر او واجب شده و موهبت های فراوانی در اختیار دارد و حسابرسی نیز می شود.

5-آزادی انسان تا جایی محترم است که به عدالت، حقوق و آزادی دیگران لطمه وارد نکند.

منابع

1-قرآن کریم، سوره انسان، آیه 3

2-علی مهدوی، مقاله مفهوم آزادی در اندیشه شهید مطهری.

3-همان.

4-عبدالوهاب فراتی، مقاله آزادی در اندیشه امام خمینی(ره).

5-علی مهدوی، مقاله مفهوم آزادی در اندیشه شهید مطهری.

6-اینترنت.

7-نویمان، فرانتس، آزادی و قدرت و قانون، ترجمه عزت الله فولادوند، ص 68، تهران، خوارزمی، ویرایش هربرت مارکوزه.

8-ایازی، سیدمحمد علی، آزادی در قرآن،صص 34و 36، تهران، موسسه نشر و تحقیقات ذکر.

9-مطهری، مرتضی، آزادی معنوی،صص 11و12، تهران؛قم، صدرا

1378 10-طباطبایی، سیدمحمد حسین، المیزان، ج 15، ص577، ذیل آیه 88 سوره نمل.

11-طباطبایی، سیدمحمد حسین، المیزان، ج7، ص114، ذیل آیه 38 سوره انعام.

12-همان، ص107

13-همان،ص

109 14-مهدوی، سید ابوالحسن، هدف خلقت، ص103، با اندکی تلخیص، اصفهان، انتشارات محبان،1383

15-علی مهدوی، مقاله مفهوم آزادی در اندیشه شهید مطهری.

16-شیخ کلینی، اصول کافی، ج7 ،ص

238 17-همان، ج2 ،ص84                  

 پایان

افزودن نظر

نظرات (1)

  • rmar

    سلام
    به نظر من می توان در مورد جمادات هم نوعی آزادی در نظر گرفت، مثلا استفاده های نادرست انسان ها از طبیعت، حتی طبیعت جامد باعث برهم خوردن روال طبیعی و آسیب رسیدن به آنها و حتی نابودیشان و تاثیر این آسیب بر کل طبیعت جامد، گیاه، حیوان و انسان است، مثلا استفاده بی رویه و بیش از حد از معادن، یا کوه ها که آثار زیان بار آن در تمام موجودات دیده خواهد شد، در نظر نگرفتن آزادی جمادات در سیر طبیعی خودشان است.

محبوب ها

  • هیچ نظری یافت نشد

گزارش تصویری

پیوندهای مرتبط

آمار سایت

تعداد کاربران سایت : 803
کل بازدید ها : 498670
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این هفته :
بازدید این ماه :