کدخبر: 111
تاریخ انتشار: سه شنبه, 02 مهر 1392 14:50


هنگامی که سخن از طرح بینش مطهر و پرداختن به آثار آن شهید سعید می‌شود، سؤال‌ها و ابهاماتی در رابطه با طرح مطالعاتی آثار شهید مطهری(ره)، مطرح می‌شود که باید ابتدا به آنها پاسخ داده شود، تا شبهات بی‌پاسخ به تدریج، زایل کننده انگیزه‌های اولیه و مانعی برای ادامه حرکت نشود. اهم سؤالات مطرح شده به شرح ذیل می‌باشد:
1.    چرا به جای مطالعه موضوعات متنوع از آثار اندیشمندان مختلف ـ  که یکی از آنان شهید مطهری(ره) می‌باشد ـ این طرح و سیر مطالعاتی به آثار شهید مطهری(ره) اختصاص داده شده است؟
جواب: به منظور آشنایی با معارف اسلامی‌ و نیز برای شکل‌گیری بستر اولیه فکری، لازم است مباحث و موضوعات مختلف در یک نظام واحد فکری منسجم، ارائه شود. برای ساختن یک پیکرة واحد، نباید از اعضا و جوارح گوناگون با سبک و اندازه‌های مختلف استفاده کرد. اندام یکی و اعضا و جوارح دیگری، مجموعة متعادلی را ایجاد نمی‌نماید. آثار شهید مطهری(ره) یک مجموعه به هم پیوسته با مبانی و چارچوب‌های مشخص است؛ لذا با توجه به ویژگی‌های آثار شهید مطهری(ره)- و انسجام درونی مطالب بر پایه مبانی و همچنین لزوم فهم و دریافت آن مبانی- محور قرار گرفتن آثار شهید مطهری(ره) امری ضروری است در عین حال باید برنامه‌ریزی سیر مطالعاتی آثار شهید مطهری(ره) به گونه‌ای باشدکه به تدریج، ربط و نسبت‌های موضوعات، فلسفه ذکر برخی مباحث برای مخاطب مشخص گردد. بعد از وقوف به نظام فکری موجود در این آثار، می‌توان از نظرات و اندیشه‌های دیگران به تناسب هر موضوعی به میزان ظرفیت و توانایی مخاطب با محوریت آثار شهید مطهری(ره) بهره‌ جست. و صرفا پس از مطالعة یک دور آثار ایشان و تثبیت چارچوب نظام‌مند فکری، می‌توان به آثار دیگر اندیشمندان پرداخت.


2.    آیا مباحث آثار شهید مطهری(ره) دارای پراکندگی نیست؟ آیا بهتر نیست به مباحث منسجم‌تر و منظم‌تری پرداخته شود؟
جواب: مجموعة آثار شهید مطهری(ره)، به دلیل دارا بودن نظام مشخص، به منزلة یک موضوع واحدی است وپرداختن به موضوعات به ظاهر مختلف، به منزلة پریدن از شاخه‌‌ای به شاخة دیگر نیست؛ بلکه همة شاخ و برگ و میوه‌های آن، به شالوده بدنه اصلی انسان‌شناسی، متصل بوده که همگی در جهان‌بینی وحیانی، بر اصل و ریشة توحید استوار شده‌‌اند. در ابتدا، قبل از این که مخاطب، توانایی ایجاد ارتباط بین مباحث را پیدا کند، تصور پراکندگی امری طبیعی است. همانگونه که دانش‌آموز در ابتدا با حروف الفبا که به ظاهر ارتباطی بین آنها نیست، نظام آموزشی زبان را شروع می‌کند و به تدریج، پس از فراگرفتن حروف مختلف، می‌تواند بین آنها ایجاد ارتباط نموده، کلمه، جمله و نهایتاً متن را تنظیم کرده و بنگارد. اگرچه متن و نوشته‌‌ای منسجم غایت این آموزش می‌باشد، ولی تا ابتدا، حروف و کلمات به ظاهر غیر مرتبط، آموزش داده نشود، امکان ندارد نتیجة مطلوب حاصل شود. شهید مطهری(ره) به عنوان احیاگر و مصلح فرهنگ دینی، با مبانی و چارچوب مشخص، در یک نظام منسجم فکری، درصدد حیات‌بخشی به جامعه و افراد اجتماع در حیطه‌های مختلف‌ است. خود می‌نویسد:«‌نوشته‌های این بنده برخی فلسفی،‌ برخی اجتماعی، برخی اخلاقی،‌ برخی فقهی، برخی تاریخی است. با این که موضوعات این نوشته‌ها کاملا با یکدیگر مغایر است، ‌هدف کلی از همه اینها یک چیز بوده و بس. دین مقدس اسلام یک دین ناشناخته است،‌ حقایق این دین تدریجا در نظام مردم، واژگون شده است و علت اساسی گریز گروهی مردم،‌ تعلیمات غلطی است که به این نام داده می‌شود».  لذا آثار شهید مطهری(ره) بر اساس نیازهای جامعه در یک نظام کلی و منسجم به موضوعات مختلف پرداخته ولی آثار ایشان یک مجموعه واحد با هدف مشخص و با توجه به نیازهای اجتماعی، خلق شده است. هر چند که در بدء امر به ظاهر احساس پراکندگی شود ولی در واقع از پراکنده‌گویی مبرا و مصون می‌باشد.



3.    چرا مطالعه را از مباحث اصلی و ریشه‌‌ای شروع نکنیم؟ و چرا ابتدا به مباحث اصول دین پرداخته نمی‌شود تا پس از محکم نمودن پایه‌های فکری و اعتقادی اندیشه‌جویان، به مسائل کاربردی معارف اسلامی ‌بپردازیم؟
جواب: هر چند که مبنای همة مباحث معارفی، اصول دین و خصوصاً مسأله توحید است و در نتیجه، این مباحث مهم‌ترین و اساسی‌ترین مسائل جهان‌بینی و اعتقادی هستند، اما نکته این است که در نظام آموزشی معارف اسلامی، می‌توان ‌به دو شیوه، برنامه‌ریزی کرد. شیوة اول، که شیوة رایج مراکز آموزشی می‌باشد، در ابتدا به مسائل ریشه‌‌ای و اصول دین پرداخته می‌شود و بعد از آن، به تناسب وقت و سطح معلومات و ظرفیت علمی ‌مخاطبان، مسائل حاشیه‌‌ای و تکمیلی مرتبط با این مباحث آموزش داده می‌شود.
اما شیوه و روش دوم، بدین صورت است که بحث از ثمره و میوه‌های ملموس مباحث معارف اسلامی، آغاز و بعد به شاخ و برگ‌ها توجه شده سپس همة میوه‌ها و شاخه‌ها به یک پیکره واحد مرتبط شده و درنهایت، به ریشة مباحث پرداخته می‌شود.
به نظر می‌رسد بسیاری از مشکلات آموزش دروس معارف اسلامی ‌در دانشگاهها و مدارس، ناشی از این است که دانشجو و دانش‌آموز، در ابتدای مطالعه به مباحثی ارجاع داده می‌شوند که برای او جذابیتی ندارد، به طور کلی این مباحث در عین حال که بسیار ریشه‌‌ای و اصولی است، ولی لایه‌های زیرین و زیربناهای غیر محسوس محسوب شده و ثمره و نتیجة این مباحث، آسان و ملموس دریافت نمی‌شود. لذا دانشجو و دانش‌‌آموز احساس می‌کند که آن مباحث، غیر کاربردی و غیر مفید بوده و در نتیجه از آنها گریزان می‌شود.
در یک شجرة طیّبه و درخت پرمیوه، هر چند که اصل این درخت، ریشه و تنة آن است، ولی برای معرفی صحیح آن، اول باید میوه‌های زیبا و شیرین آن که دیدنی و جذاب است، نمایان گردد، سپس اقدام به شناساندن شاخه، تنه و ریشه‌های آن نمود. برای معرفی یک ساختمان، نباید ابتدا به پی و زیرساخت‌های آن بسنده کرد؛ بلکه آغاز معرفی، از نما، اطاق‌ و طبقات شروع می‌گردد و سپس به توصیف اسکلت و پایه‌های نادیدنی پرداخته می‌شود.
در طرح مطالعاتی آثار شهید مطهری(ره)، ابتدا به میوه‌های این شجرة طیّبه توجه می‌شود؛ بحث‌هایی مانند آزادی، هجرت، تقوا، جاذبه و دافعه، ملیت، حقوق زن، حجاب و... ثمره‌های زیبا و شیرین درختی است که ریشة آن توحید، و بدنة آن، انسان‌شناسی بر اساس جهان‌بینی توحیدی است.
4.    با توجه به اینکه آثار شهید مطهری(ره) مربوط به سالها پیش است، آیا آثار شهید مطهری(ره) کهنه و قدیمی نشده به گونه‌ای که دیگر برای زمان فعلی کارایی نداشته باشد. آیا آثار شهید مطهری(ره) پاسخگوی نیازهای جامعه خصوصا نسل جوان می‌باشد؟
جواب: از ویژگیهای آثار شهید مطهری(ره) این است که قابلیت به‌روز شدن و ناظر به زمانه بودن را دارد و این رویکرد را نیز به مخاطب خود می‌آموزد. این موضوع برای شهید مطهری یکی از دغدغه‌های جدی بوده و کتاب اسلام و مقتضیات زمان  ایشان ناظر به همین موضوع است. قرآن کریم و تعالیم اسلامی که مربوط به 1400 سال پیش بوده است دارای رمز و رازی است که تا ابد جدید و نو می‌باشد. اگر از تعالیم قرآن کریم و دین خاتم الگوبرداری تعلیمی‌شود و اثری علمی خلق گردد آن اثر به همان نسبت به روز و پایدار خواهد بود. ایشان اگر به مباحث حقوق زن در اسلام وارد می‌شود، یکی از پایه‌های بحث را بر مبنای «اسلام و تجدّد»  گذاشته، سپس بر اساس این مبنا و با توجه به اصول ثابت و متغیرات زمانه، به بحث درباره موضوع مد نظر می‌پردازد. اگر به بحث قیام عاشورا و نهضت حسینی (علیه‌السلام)، می‌پردازد، می‌آموزاند که: «شمرِ هزار و سیصد سال پیش مرد؛ شمر امروز را بشناس».   به دلیل همین ویژگیِ است که پس از چند دهه که از خلق آثار ایشان می‌گذرد، هنوز به جامعیت و خوبی آن آثار، مجموعه‌‌ای خلق نشده است و گویی بعضی مطالب را در همین زمان و برای وضع امروز وحتی فردای جامعة ما بیان داشته‌اند. لذا «آثار آن بزرگوار، مثل یاد او زنده است. کتاب‌های شهید مطهری(ره) قابل مردن و تمام شدن نیست. نه در سخن حق و نه در کلام حکمت،‌ تکرار نیست و هنوز جامعه و نسل جوان جامعه فرهنگی و علمی ما، به دانستن همان مطلبی که آن بزرگوار از زبان قلمش فیضان کرد و در اختیار امت اسلام گذاشت محتاجند...».
5.    آیا مطالعه آثار شهید مطهری(ره)، فرد را از لحاظ طرز تفکر و نگرش در مباحث دین، یک‌سویه و یک‌بعدی نمی‌کند؟ آیا نباید ازنظریات متعارض استفاده نمود؟چرا فرضا به آثار دکتر شریعتی پرداخته نمی‌شود؟
جواب: اگر کسی بخواهد در مباحث متفاوت معارف دینی، وارد شود و به نظریات مختلف و حتی شبهات و ایرادات بپردازد، اولین قدم این است که موضوع بحث را خوب بشناسد تا بتواند سره را از ناسره تشخیص دهد. چگونه می‌شود کسی که موضوعی را درست نکرده باشد ولی، بتواند به خوب و بد بودن آن حکم کند؟ حداقل شرط لازم برای به قضاوت نشستن در مورد تعالیم دینی، آشنا بودن با یک دوره معارف اسلامی‌ است. آثار شهید مطهری(ره)، به عنوان بستر اولیه مطمئن و سالم فکری است که آشنایی مؤثری از معارف اسلام، به مخاطب ارائه می‌دهد. پس از مطالعه و فهم این آثار و دریافت یک نظام فکری با زیرساخت‌های مناسب و مطمئن، هیچ اشکالی ندارد که به بررسی آراء و نظرات مخالف و معارض پرداخته شود. ولی پرداختن به نظریات غیر مطمئن و ورود به شبهات در ابتدای امر، آن هم بدون داشتن حداقل شناخت ابتدایی و کافی از مسائل دینی، امری نامطلوب است. آثار شهید مطهری(ره)، آثار یک اسلام‌شناس واقعی است که مطالب را از سرچشمه زلال معارف الهی دریافت کرده است، شخصیت اصلی ایشان در دامن اساتید برجسته معارف دینی و حوزه‌های علمیه اسلامی پرورش و عمق یافته است. آثار افرادی چون دکتر شریعتی هر چند دارای شور و جاذبه‌های هنرمندانه خطابی است ولی از آنجا که ایشان اصالتا اسلام‌شناس نبودند و شخصیت علمی ایشان در رشته‌های دیگر و در محیط و فرهنگ دیگری غیر از پایگاه اصلی معارف دینی شکل گرفت و بعدا وارد مباحث اسلامی‌شدند، لذا در برخی موارد مبتلا به اشتباهات فاحش و خطرخیزی شده است. به عنوان نمونه در مبحث سرنوشت‌ساز خاتمیت با اشکال اساسی مواجه شده و ‌همان مشکل جدی اقبال لاهوری، ‌دامنگیر دکتر شریعتی نیز شده است. کسانی که می‌خواهند معارف دینی اسلامی را از سرچشمه زلال و مطمئن برگیرند، لازم و ضروری است که خصوصا در ابتدا به مبادی کاملا مطمئن و تأئید شده‌ای مراجعه نمایند.
6.    مطالعة آثار شهید مطهری(ره)، بسیاری از سؤال‌ها و اشکالات را در اذهان ایجاد می‌نماید که قبل از مطالعة آثار این سؤال‌ها، وجود نداشته است. آیا این ویژگی باعث به چالش کشیدن تفکر اندیشه‌جویان نمی‌شود؟
جواب: آثار شهید مطهری(ره)، در عین این که بسیاری از شبهات اساسی را برطرف می‌کند، ولی سؤالهای هدفدار زیادی را ایجاد می‌نماید و این از محسّنات این آثار است. در آثار شهید مطهری(ره)، اکثر مباحث با بیان سؤالات و شبهات مطروحه در آن مبحث شروع می‌شود و در پی رفع شبهه و حل مسأله‌‌ای اصلی، ده‌ها باب جدید و سؤال‌های ارزشمند دیگری را تولید می‌نماید. ایجاد سؤال در ذهن مخاطب، خود طریقی برای تحقیق و جستجو و حرکت است. در آثار شهید مطهری(ره)، تمرین تفکر نقادانه وجود دارد و اندیشه‌جو به تحلیل و نقد مسائل عادت می‌کند و می‌آموزد که با مسائل، متفکرانه و نقادانه برخورد نماید. البته«نقد به معنی واقعی، ایراد گرفتن نیست. نقد به معنی واقعی، عمل صراف است؛ یعنی آن کاری که صراف با یک سکه انجام می‌دهد. او سکه را به محک می‌گذارد و عیارش را به دست می‌آورد. می‌خواهد بفهمد چند درصد یک سکه، ‌طلای خالص یا نقره خالص است و چه قدر مخلوط و ناخالصی دارد. بنابراین، ‌نه این است که نقد کردن همه‌اش رد کردن باشد. نقد کردن یعنی اینکه ببینیم که با معیارها و محک‌های اسلامی، آن سکه‌ها چه از آب در می‌آید.»  لذا نه تنها نباید از ایجاد و تولید سؤالهای جدید نگران بود، بلکه این موضوع را باید به فال نیک گرفت. اندیشه‌جو، هر مقدار تلاش نماید که برای سؤالهای جدید خود، پاسخ‌های قانع‌کننده‌‌ای بیابد، او را بیشتر به سمت تحقیق و پژوهش سوق می‌دهد. همچنین باید توجه داشت که جواب بسیاری از سؤال‌های جدید، در مباحث دیگر یافت می‌شود و همین ویژگی در نظام‌سازی فکری مخاطب بسیار مؤثر و لازم است.
7.    چرا بر اساس سیر مطالعاتی آسان به مشکل به آثار شهید مطهری پرداخته می‌شود؟ آیا بهتر نیست به صورت موضوعی به آثار ایشان بپردازیم؟
جواب: در این رابطه چند نکته قابل توجه است:
 اولین نکته این که سیر آسان به مشکل مطالعه آثار، خود با رویکرد موضوعی تنظیم و طراحی شده است، و حتی به تناسب مخاطب و مناسبت‌های جامعه ـ برای ایجاد انگیزة بیشتر و کاربردی شدن مطالب ـ ترتیب آثار در حد محدودی به گونه‌‌ای که مخلّ بر تنظیم و روند کلّ سیر نباشد، می‌تواند جا به جا ‌شود.
دوم اینکه یکی از مشکلات اولیة ‌اندیشه‌جویان، مسأله مطالعه و کتابخوانی است. از موانع اهتمام بر مطالعه، ثقیل بودن و یا عدم روان بودن متن مورد مطالعه می‌باشد؛ لذا برای شروع برنامه‌‌ای مانند طرح مطالعاتی آثار شهید مطهری(ره)، لازم است با آثار آسان‌تر، طرح آغاز شود تا از ابتدا، زدگی و خستگی و نهایتا ابتر گذاشتن مطالعه را سبب نشود.
 سومین نکته و مهم‌تر از همه این که، معلوم نیست که پرداختن به یک موضوع با همة جوانب و عمق آن در یک برنامه آموزشی، همیشه کاری صحیح باشد. به نظر می‌رسد بهتر آن است که به یک موضوع، در قسمت‌های مختلف و به تناسب بحثها و در سطوح متفاوت، پرداخته شود، همانگونه که قرآن کریم به عنوان بهترین کتاب و الگوی آموزشی، موضوعات را به صورت موضوعی مطرح ننموده، که فرضا یک یا چند سوره را به مباحث توحیدی، سوره‌ای دیگر را به معاد و... اختصاص دهد بلکه یک موضوع را به مناسبت‌های مختلف و با سبک و سیاق‌های متفاوت از زوایای گوناگون مطرح می‌نماید. قرآن کریم در بسیاری موارد، مسائل اخلاقی را در کنار احکام و یا اصول عقاید را کنار موعظه، مطرح و یا حکمت را در ما بین قصص بیان می‌دارد. این‌چنین تکرارهای مفید و فراوان، برای فهم بهتر مخاطب موضوعیت دارد. در برنامه‌ریزی سیر آسان به مشکل آثار شهید مطهری(ره)، با بهره‌گیری از این نظام و روش قرآنی، سعی شده مباحث آسان‌تر و پرجاذبه، ابتدا طرح شود و ادامه مسیر، در ضمن یک ربط و نسبت منطقی و موضوعی، طراحی گردد.
8.    اگر بعضاً استادی مناسب و مربی توانمند برای تدریس این طرح وجود نداشت، آیا می‌توان باز به نتیجة مطلوب این طرح امیدوار بود؟
جواب: اصل و اساس اولیه این طرح بر پایة مطالعة فردی و مباحثه گروهی می‌باشد و جایگاه کلاس و استاد در مرحله دوم و به عنوان اصل ثانویه مطرح می‌شود. البته بدیهی است سرگروهِ مناسب برای مباحثه و استاد قوی برای کلاس درس، حسن و امتیازی غیر قابل انکار می‌باشد، ولی نبود استاد مسلط به آثار شهید مطهری(ره)، بهانه ترک این طرح نمی‌تواند باشد. مطالعة خوب و مؤثر خود آثار، پایه اصلی و اساس موفقیت این طرح می‌باشد. این نکته را نباید فراموش کرد که«سخنرانی‌های استاد مطهری برای کسانی که بخواهند در زمینه‌های اساسی اسلام چیزی بیاموزند، مانند یک معلم کاربرد دارد»  و «آنچه از این استاد شهید باقی است، ‌با محتوای غنی خود،‌ مربی و معلم است».
9.    آیا به عنوان یک هدف عالی و راقی می‌توان آثار خود شهید مطهری(ره) را ـ با اذعان و اعتراف به عظمت فکر و اندیشه ایشان ـ مورد نقد و ارزیابی و یا تکمیل و تتمیم قرار داد؟
جواب: آثار شهید مطهری(ره) می آموزاند که باید نقادی عالمانه وجود داشته باشد. اگر کسی با آثار این شهید بزرگوار مأنوس گردد دارای فکر نقادانه می‌گردد و به صورت علمی و با الگوگیری از روش نقد شهید مطهری(ره) به نقد آثار خود ایشان هم مبادرت می‌کند. هر چند شهید مطهری(ره) خود می‌فرماید:« در حالی که بسیاری از اندیشمندان اهل نظر هر چند سال یک بار در نظریات خود تجدید نظر می‌کنند و به اصطلاح تغییر رأی می‌دهند و گاه تا آخر عمر به چندین عقیده متفاوت و متضاد گرایش پیدا می‌کنند،‌ من از ابتدای جوانی تا حال، حتی یک سطر هم ننوشته‌ام که بعدا ببینم غلط بوده است! بحمدالله هر چه که نوشته‌ام و اندیشیده‌ام از همان روزهای اول تا حالا هنوز بر همان عقیده‌ام، گاه به نوشته‌های سی سال پیش خودم نگاه می‌کنم، ‌البته تکامل برایم پیدا شده یعنی یک نظری داشته‌ام به اجمال اکنون تفصیل داده‌ام، برایم پخته‌تر شده یا یک دلیل برای مطلبی داشتم و به دلایل دیگری رسیده‌ام ولی اینکه ببینم چیزی گفته‌ام یا نوشته‌ام که اکنون به آن معتقد نیستم و نظرم چیز دیگری است یک چنین چیزی نیست و من این را یکی از الطاف بزرگ الهی برای خودم می‌دانم».
لیکن با توجه به اینکه احدی به جز انبیاء و  اولیای معصومین(علیهم‌السلام) مبرای از خطای در اندیشه و فکر و... نیست به عنوان تلاش تکمیلی و نه ابتدایی، بعد از کسب قوت و قدرت علمی که به برکت مطالعه و مباحثه آثار استاد به دست می‌آید نهایتا می‌توان آثار ایشان را نیز مورد نقد و بررسی و تتمیم و تکمیل قرار داد و از خطر جمود و رکود و... که خود استاد شهید از آن مبرا بوده و دیگران را نیز از آن برحذر می‌داشتند در امان ماند.
ولی برای این مسأله دو شرط لازم است:
اول اینکه ادب نقد وجود داشته باشد. یعنی اگر به نظر کسی اشکالی رسید باید نقد خویش را در کمال ادب و احترام به ساحت بزرگان علمی بیان دارد تا خدای ناکرده نقش تخریبی برای مبتدیان نداشته باشد؛ ثانیا باید چارچوب و اصول فکری شهید مطهری(ره) را فهمیده باشد و پس از فهم کامل مبانی و چارچوب‌های فکری و فلسفی شهید مطهری(ره) به نقد آن مسأله بپردازد که در این باب می‌توان نقادی عالمانه و ارزشمند آیت‌الله جوادی آملی از مرحوم علامه طباطبایی(ره) را به عنوان الگویی روشن مد نظر قرار داد.

افزودن نظر

نظرات (2)

  • سیدعلی اصغر راسخی باز

    با عرض سلام و خدا قوت
    در جدول تطبیقی کتب سیر بینش مطهر با کتب انتشارات صدرا
    بعضی از عناوین کتب انتشارات صدرا موجود نمیباشد.
    آیا قرار است بعدا اضافه شود یا این کتب در سیر بینش مطهر قرار نمیگیرد

  • سیدعلی اصغر راسخی باز

    با عرض سلام و خدا قوت
    جدول تطبیقی که در کتاب بینش مطهر آمده برای افرادی که کتب استاد را با انتشارات صدرا دارند و میخواهند طبق سیر بینش مطهر جلو روند تا حدودی با ثمر است و نه به طور کامل
    نمونه:
    پنجمین کتاب سیر بینش مطهر سیره نبوی است، در جدول تطبیقی فصل اوی را سیره شناسی نبوی آمده از کتاب سیری در سیره نبوی از انتشارات صدرا
    و مطالعه گر نمیداند باید کدام فصل از این کتاب (سیری در سیره نبوی) را بخواند.
    اگر میشود یک جدول تطبیقی کاملتر با عنواین فصول کتب انتشارات صدرا ارائه فرمایید

محبوب ها

  • هیچ نظری یافت نشد

گزارش تصویری

پیوندهای مرتبط

آمار سایت

تعداد کاربران سایت : 804
کل بازدید ها : 503243
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این هفته :
بازدید این ماه :